جوش بهار

هوالاول والاخر ...

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر اللیل والنهار

یا محول الحول والاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

***

پروردگار شکر می گویم تورا

که باز اجازه دیدن بهار را به من عنایت فرمودی !

تقارن نوروز فرودین

و غره ربیع الاول

مبارک باد

شادزی در پناه محمد (ص) زی !

***

 

غزلی از " بیدل دهلوی " به مناسبت آغاز فصل بهار :


از چمن تا انجمن ، جوش بهار رحمت است
دیده هر جا باز می گردد دچار رحمت است
 
خواه ظلمت کن تصور ،خواه نور، آگاه باش!
آنچه اندیشی ، نهان و آشکار رحمت است
 
قدر دان غفلت خود گر نباشی جرم کیست؟
آنچه عصیان خوانده ای آیینه دار رحمت است
 
کو دماغ آن که ما، از ناخدا منت کشیم !
کشتی بی دست وپایی ها کنار رحمت است
 
سبحه ای دیگر به ذکرمغفرت در کار نیست
تانفس باقی ست ،هستی درشمار رحمت است
 
وحشی دشت معاصی را دو روزی سر دهید
تا کجا خواهد رمید؟! آخر شکار رحمت است
 
شام اگر گل کرد ، بیدل ! پرده دار عیب ماست
صبح اگر خندید ، در تجدید کار رحمت است

***
/ 0 نظر / 3 بازدید