امير من به کدامين پگاه می آيی ؟!

... و می رسی ، همه جا ازدحام خواهد شد

پر از تبسم و اشک و سلام خواهد شد

من از نگاه تو صد استعاره خواهیم چید

غزل غزل ، غزلم را ، دوباره خواهم چید

اسیر طرح سپید و قصیده زردم

تو را ندیده بمیرم ، چه سخت بی دردم؟

همیشه گفته ام از قبله گاه می آیی

امیر من ، به کدامین پگاه می آیی؟

هنوز پنجره را خواب صبح می گیرد

بدون دست تو این غنچه زود ، می میرد

کجاست آخر این جاده هر چه می بینم

افق افق شفق از انتظار می چینم

به اشک نازک و آرام کودکان سوگند!

به زخم دست و دل نسل نوجوان سوگند!

به آیه آیه امّن یجیب بیماران

به آه آه یتیمان بی زبان سوگند!

به التهاب گلوهای خسته از فریاد

به انجماد نفس های نیمه جان سوگند!

به ازدحام دعا در نگاه «ندبه» و عهد

به جام جام عطش های آسمان سوگند!

به آبشار نگاه قشنگ آهوها

به التماس دعای پرندگان سوگند!

به دست خالی آنان که آرزو دارند

به روز هرچه سیاه نخورده نان ، سوگند!

به آنکه مثل علی (ع) حامی فقیران است

به نام نامی ات ای «صاحب الزمان» (عج) سوگند!

که از کنار پیمبر (ص) ، طلوع خواهی کرد

شبیه خواجه قنبر ، طلوع خواهی کرد

بساط دکه خورشید ، چیده خواهد شد

فریب سایه تردید ، چیده خواهد شد

غروب بر لب دریا ، سکوت خواهد کرد

میان بهت و تماشا ، سکوت خواهد کرد

و امتحان جدیدی ، شروع خواهد کرد

شب از زمان جدیدی ، شروع خواهد شد....

****

/ 0 نظر / 9 بازدید