بهارچشم هات

بهار چشم هات

بی قرارم ، هر سپیده، بی قرار چشم هات

کاش می آمد نسیمی ، از دیار چشم هات

کاش هر روزی نگاهم عصمت آیینه داشت

غرق می شد در طلوع آشکار چشم هات

قرعه بر نام کدامین لحظه می افتد ،عزیز!

تا شود آدینه ای ، آیینه دار چشم هات

جویبار چشمم از شوق نگاهت ، دیدنی است

آن سحر گاهی که می آید بهار چشم هات

روستایی زاده ام ،دور از شگرد واژه ها

گاه گاهی می کنم شعری نثار چشم هات

سیدعلی اصغرموسوی/ قم-1375 / #سیدعلی_اصغر_موسوی /#ValAsr255

/ 0 نظر / 23 بازدید